موقع تولد قشنگ تو هر چه دعا کنی مستجاب می شود.
چشم تو بهترین هردونیمه انتخاب می شود.
آن شبی که صبح آن تولدست،آفتاب می شود.
عکس تو جای ماه توی آسمان نقره قاب میشود.
دیشب تولدت چه زود توی چشم عاشقم وقت خواب می شود.
به دل غریب اجازه گردهم قصه ام یک کتاب می شود.
گفتن از نگاه تو بی حساب می شود.
آخرش شـــــــمـــــع آب می شود.
نظرات ()مثل تو بودن،با تو بودن کارمن نیست عاشق شدن در خود غنودن کار من نیست
ای کاش با غیر از تو من دلداده بودم دل بُردن از تو،دل ربودن کار من نیست
می بینمت اما غبار ترس چشمت با اشک از چشمم زدودن کار من نیست
کار نگاهت بود،کار چشمهایت با عشق بودن یا نبودن کار من نیست
با چشم هایت مرا آواره کردی! عاشق شدن،عاشق نمودن کار من نیست
هرگز فراموشت نخواهم کرد زیبا حالا که دیگر بی تو سودن کار من نیست
با واژه هایم راحتم بگذار و بگذر شاعر شدن از تو سرودن کار من نیست...
پ.ن..بعضی روزا اون قدر دلم می گیره که تصمیم می گیرم بیام اینجا و روز به روز بنویسم.اما
سکوتت منو لجبازتر میکنه.خواستم اینجا رو دیلیت کنم نشد.لیلا می گفت:شاید صلاح نیست
.می خواست بره کربلا برای خداحافظی یه حرفی زد.وجودم به لرزه افتاد.حلالیت طلبید
گفت شاید رفتن تو تقصیر اون بوده..خواستم گریه کنم اما فقط آه کشیدم...
اگه اینا رو میگم میدونم که دیگه دسترسی به نٍت نداره.
دوست دارم مثل قدیما برات تعریف کنم از خوشیا و ناخوشیا و تو با اون صبرت گوش بدی.
دوست دارم منم شنونده حرفها یت باشم..کاش این سکوتت می شکست..کاش
نظرات ()